محمد رضا واليزاده معجزى

133

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

شمشير خود حك كرده بود : با اين شمشير بايد من برادر خود ، وليعهد را بكشم . " ظل السلطان كه شاهزاده باهوشى است ، در اداره كردن امور كشورى بر برادر خود رجحان و برترى دارد و به علاوه‌بر اين‌كه هيچ‌وقت دست تمنا به‌طرف شاه دراز نكرده است ، ساليانه وجوه زيادى هم براى او مىفرستد . او در اوايل جوانى در نزد شاه قرب و منزلتى نداشت و چون شاه به مقاصد باطنى او پىبرد ، حكم كرد كه او را نابينا كنند . درباريان حركات شاهزاده را حمل بر طفوليت و نادانى كرده و به شفاعتش پرداختند . از آن تاريخ به بعد شاهزاده خيالات باطنى خود را پنهان كرد و رفتار خود را نسبت به برادر تغيير داد و شاه به كلى مطمئن شد كه او از خيالات شرارت‌آميز خود صرف‌نظر كرده است « 1 » نظر به‌همين تغيير حالت بود كه شاه نسبت به او بر سر مهر آمد و به تدريج دست برادران خود را از حكومت ايالات جنوبى كوتاه كرد و اداره آنها را به ظل السلطان مىسپرد و معلوم نيست كه آيا سودپرستى و يا واقعا مهر و محبت پدرى در اين كار دخالت داشته است . به غير از خدا كسى از قلب ناصر الدين شاه آگاه نيست . " سرپرسى سايكس در كتاب هشت سال در ايران مىنويسد : " در حين توقف در اصفهان دو مرتبه با ظل السلطان ملاقات نمودم و يك مرتبه نيز افتخار صرف شام با معزى اليه نصيب نگارنده شد . شاهزاده كه از خيلى جهات شبيه پدر خود است و بذله‌گويى و مطايبه او در جلسه اول ملاقات معلوم مىشود ، از اين‌جانب پذيرايى گرمى به عمل آورد . اطلاعات او راجع به اوضاع بين‌المللى و مراقبت وى در حفظ امنيت منطقه مأموريت خود قابل تمجيد است « 2 » و ايضا همان نويسنده در كتاب ديگرى به نام تاريخ ايران مىنويسد : " ظل السلطان ظاهرا با مشروطه‌خواهان كمك و همراهى مىكرده ، ولى در باطن « تصور مىنمود كه با ايجاد تزلزل در مقام محمد على شاه ممكن است به آرزوى ديرينه خود ، يعنى سلطنت برسد و تخت و تاج كيان را تصاحب نمايد . لكن همه مىدانستند كه هرگاه او به تخت پادشاهى تكيه زند از هر سلطان مستبدى خون‌خوارتر خواهد بود . " مسعود ميرزا تا چهارده سالگى با برادر اعيانى خود سلطان حسين ميرزا جلال الدوله « 3 » و مادرشان عفت السلطنه در عمارت مخصوص كه براى آنها با تجمل كامل تهيه شده بود ، زندگانى

--> ( 1 ) . در اسناد ايرانى نگارنده به چنين قضيه‌اى راجع به ايام جوانى ظل السلطان برخورد نكرده و نمىداند مدارك مادام ديولافوا چه بوده است . ( 2 ) . هشت سال در ايران ، ترجمه حسين سعادت نورى ، ج 2 ، ص 176 . ( 3 ) . بعد از فوت سلطان حسين اين لقب به پسر ارشد ظل السلطان داده شد .